
عدم استماع یا قرار عدم استماع دعوی به معنای عدم پذیرش یا عدم رسیدگی به ادعاها، دلایل یا مستندات خواهان توسط دادگاه میباشد – جهت دریافت وقت مشاوره رایگان حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری و وکلای مجرب در این مورد با شماره ۰۹۱۲۲۳۰۲۳۰۲ تماس حاصل فرمائید .
آدرس ما : تهران _ خیابان انقلاب _ نرسیده به میدان فردوسی _ کوچه نیائی _ پلاک ۷/۱ _ دفتر وکالت
مسیر از راه حمل و نقل عمومی : شما با استفاده از ایستگاه مترو ی فردوسی میتوانید آسان تر به دفتر وکالت ما تشریف بیاورید.

عدم استماع در حقوق :
در حقوق، عدم استماع به معنای عدم پذیرش یا عدم رسیدگی به ادعاها، دلایل یا مستندات یک طرف در دادگاه یا مراجع قضائی است .
این موضوع ممکن است به دلایل مختلفی مانند ناقص بودن مدارک، عدم رعایت مقررات قانونی، عدم حضور طرفین در جلسه یا حتی درخواستهای غیرقانونی یا غیرموجه اتفاق بیافتد .
در سیستمهای حقوقی مختلف، عدم استماع میتواند نتایج متفاوتی داشته باشد. به طور مثال :
در محاکم کیفری، اگر دفاعیات متهم یا مدارک ارائهشده به طور ناقص یا نادرست بررسی شوند، ممکن است قاضی آنها را رد کرده و آنها را نادیده بگیرد .
در محاکم مدنی، اگر طرفین نتوانند دلایل خود را به درستی ارائه دهند یا به طور صحیح استدلال کنند، ممکن است دادگاه از رسیدگی به آنها خودداری کند .
بنابراین، عدم استماع در حقوق میتواند موجب تضییع حقوق طرفین شده و تأثیرات منفی در نتیجه پرونده داشته باشد .
در محاکم کیفری، عدم استماع به معنای عدم رسیدگی به دفاعیات یا دلایل ارائهشده از سوی متهم، وکلای او یا حتی شاکی، توسط دادگاه است .
این امر میتواند در شرایط مختلفی رخ دهد و به نتایج مختلفی منجر شود . برخی از مواردی که ممکن است منجر به عدم استماع در محاکم کیفری شوند عبارتند از :
عدم ارائه مدارک و دلایل کافی
اگر متهم یا وکیل او نتوانند مدارک و مستندات کافی و قابل قبول برای دفاع از خود ارائه دهند، دادگاه ممکن است آنها را نادیده بگیرد یا از رسیدگی به آنها خودداری کند .
به عنوان مثال، اگر مدارک دفاعی بهطور ناقص یا غیرمعتبر باشند، دادگاه ممکن است آنها را رد کند .
عدم حضور متهم یا وکیل
در صورتی که متهم یا وکیل او بدون دلیل موجه در جلسه محاکمه حضور نیابند، دادگاه ممکن است تصمیم بگیرد که بدون استماع به دفاعیات آنها، به رسیدگی ادامه دهد .
در برخی موارد، اگر یک طرف در دادرسی حاضر نباشد و دلایل تأخیر یا غیبت او قابل قبول نباشد، ممکن است دادگاه جلسه را ادامه داده و احکام را صادر کند.
استناد به دلایل غیرقانونی
اگر در فرآیند رسیدگی به پرونده، دلایلی که توسط طرفین ارائه میشوند از منابع غیرقانونی یا نامعتبر به دست آمده باشند
(مثلاً شواهدی که با نقض حقوق متهم به دست آمدهاند)، دادگاه ممکن است این دلایل را نپذیرفته و از آنها در روند دادرسی استفاده نکند .
به عنوان مثال، شهادتنامههایی که از طریق تهدید یا اجبار کسب شدهاند، نمیتوانند مورد استماع قرار گیرند .
استفاده از استدلالات یا درخواستهای غیرقانونی
اگر درخواستهای طرفین (اعم از شاکی یا متهم) در راستای نقض قوانین و اصول حقوقی باشند، دادگاه ممکن است از استماع به آنها خودداری کند .
برای مثال، اگر طرفی از دادگاه بخواهد که اقداماتی خلاف قوانین حقوق بشر یا حقوق متهم انجام دهد، دادگاه ممکن است درخواست او را نپذیرد .
قانون یا پروسههای خاص :
در برخی از نظامهای قضائی، قوانین خاصی وجود دارد که به موجب آنها در شرایط خاصی ممکن است دلایل یا درخواستها از سوی دادگاه نادیده گرفته شوند .
برای مثال، در مواردی که پرونده به دلیل نبود شواهد کافی برای اثبات جرم بسته میشود یا به دلیل غیرقانونی بودن اقدامات پلیس، دادگاه میتواند از رسیدگی به موارد مختلف خودداری کند .
پایان دادرسی یا حکم فوری :
در برخی موارد، اگر دادگاه تصمیم بگیرد که ادامه دادرسی منجر به تغییر در نتیجه نخواهد شد یا شواهد موجود قانعکننده نباشند، میتواند از رسیدگی بیشتر به پرونده خودداری کرده و حکم صادر کند .
در این صورت، دادگاه به این نتیجه میرسد که استماع بیشتر مفید نیست .
نتیجه نهایی :
عدم استماع در محاکم کیفری میتواند به حقوق متهم یا شاکی آسیب برساند و گاهی ممکن است به نادرست بودن حکم دادگاه منجر شود.
برای جلوگیری از این وضعیت، طرفین باید تمامی مستندات و دلایل خود را بهطور قانونی و صحیح ارائه دهند و از حضور در جلسات محاکمه خودداری نکنند .
عدم استماع در محاکم مدنی :
در محاکم مدنی، عدم استماع به معنای عدم رسیدگی به دعوا یا درخواستهای یکی از طرفین دعوا در شرایط خاص است.
این امر میتواند به دلیل عدم رعایت اصول و مقررات قانونی در فرایند دادرسی رخ دهد.
موارد مختلفی وجود دارند که ممکن است باعث عدم استماع در محاکم مدنی شوند که در ادامه توضیح داده میشود :
۱٫عدم ارائه مدارک و مستندات معتبر :
اگر یکی از طرفین دعوا نتواند مدارک و دلایل کافی و معتبر جهت اثبات ادعای خود ارائه دهد، دادگاه ممکن است از استماع به ادعای او خودداری کند .
به عبارت دیگر، اگر دلایل ارائهشده فاقد اعتبار قانونی باشند یا ناقص باشند، دادگاه ممکن است آنها را رد کند .
-
عدم رعایت تشریفات قانونی
در دعاوی مدنی، رعایت تشریفات قانونی برای ارجاع دعوا و رسیدگی به آن ضروری است.
اگر طرفین بهطور صحیح از روند قانونی شکایت یا درخواست خود را تنظیم نکنند (مانند عدم رعایت مهلتها یا استفاده از فرمهای قانونی مناسب)، دادگاه ممکن است از استماع به دعوا خودداری کند .
۳-عدم حضور طرفین در جلسات محاکمه
اگر یکی از طرفین دعوا بدون دلیل موجه در جلسات محاکمه حضور نیابد و دادگاه این غیبت را پذیرفته نشمارد، ممکن است دادگاه تصمیم بگیرد که به دعوا رسیدگی کند و حتی حکم صادر کند.
این موضوع بهویژه زمانی که طرف غایب نتواند عذر موجهی برای غیبت خود ارائه دهد، ممکن است باعث عدم استماع به دفاعیات آن طرف گردد .
۴-عدم صلاحیت دادگاه
در صورتی که دادگاه تشخیص دهد که بهطور قانونی صلاحیت رسیدگی به دعوا را ندارد (برای مثال، اگر پرونده باید به دادگاه دیگری ارجاع شود یا نوع خاصی از پرونده در صلاحیت دادگاه دیگر باشد)، ممکن است از رسیدگی به دعوا خودداری کند.
این نوع عدم استماع معمولاً منجر به ارجاع پرونده به دادگاه صالح میشود .
-

مشاوره حضوری رایگان با وکیل پایه یک دادگستری با سابقه وکالت و قبول وکالت آنلاین با قرداد وکالت تضمینی و وکیل تضمینی دعوی یا درخواست غیرقانونی
اگر یکی از طرفین دعوا درخواستهایی داشته باشد که خلاف قوانین یا اصول عمومی باشد، دادگاه ممکن است از استماع آن خودداری کند.
مثلاً درخواستهایی که مبتنی بر درخواستهای غیرقانونی یا مغایر با اصول اخلاقی و حقوقی جامعه باشند، ممکن است پذیرفته نشوند .
۶-تسویه یا مصالحه پیش از جلسه محاکمه
برخی موارد، طرفین دعوا ممکن است قبل از جلسه محاکمه به توافق یا مصالحه دست یابند. در این صورت، دادگاه ممکن است از ادامه رسیدگی به دعوا خودداری کند و پرونده را مختومه اعلام کند.
زمان چنین شرایطی، ممکن است گفته شود که دعوا بهطور غیررسمی «عدم استماع» شده است .
۷-اختتام دعوا به دلایل بیاساس بودن
اگر دعوا بیاساس یا غیرموجه تشخیص داده شود، دادگاه ممکن است تصمیم بگیرد که از رسیدگی به آن خودداری کند. به عنوان مثال، اگر ادعای خواهان فاقد مستندات معتبر باشد یا دعوا قابل پیگیری نباشد، دادگاه ممکن است حکم به رد دعوا دهد .
۸-درخواستهای غیرموجه یا تکراری
اگر طرفین دعوا درخواستهای غیرموجه یا تکراری داشته باشند، دادگاه ممکن است از رسیدگی به آنها خودداری کند.
به طور مثال، اگر یک طرف درخواستهای مشابهی در جلسات مختلف مطرح کند که تاثیری بر نتیجه نداشته باشد، دادگاه میتواند از استماع مجدد آنها جلوگیری کند .
نتیجه نهایی :
عدم استماع در محاکم مدنی میتواند منجر به رد دعوا، توقف رسیدگی یا حتی مختومه شدن پرونده گردد .
برای جلوگیری از این وضعیت، طرفین دعوا باید تمامی مدارک و مستندات خود را بهطور کامل و صحیح ارائه دهند و از حضور در جلسات محاکمه خودداری نکنند .
ویژگی عدم استماع قانونی :
عدم استماع قانونی به معنای عدم پذیرش یا عدم رسیدگی به یک دعوا یا درخواست در محاکم قضائی بر اساس اصول و مقررات قانونی است.
این وضعیت معمولاً به دلیل نقصهای فرآیندی، حقوقی یا شکلی در روند دادرسی پیش میآید.
ویژگیهای اصلی عدم استماع قانونی به شرح زیر است :
عدم رعایت تشریفات قانونی
در دعاوی قضائی، وجود تشریفات قانونی برای ارائه شکایت، تنظیم دعوا و پیگیری آن ضروری است.
اگر یکی از طرفین دعوا نتواند مراحل قانونی را به درستی طی کند (مثلاً عدم رعایت مهلتهای قانونی یا استفاده از فرمهای مناسب)، دادگاه میتواند از رسیدگی به دعوا خودداری کند.
این موارد در قانون به عنوان «عدم استماع قانونی» شناخته میشود .
بیاساس بودن دعوا
اگر دادگاه تشخیص دهد که دعوا بیاساس یا فاقد مستندات معتبر است، ممکن است از ادامه رسیدگی خودداری کند.
این امر در مواردی رخ میدهد که ادعای خواهان یا دفاعیات متهم فاقد پایه و اساس قانونی باشد و دادگاه از همان ابتدا تصمیم به عدم استماع بگیرد .
کاربرد عدم استماع :
عدم استماع به معنای نادیده گرفتن یا عدم توجه به سخنان و نظرات دیگران است.
این رفتار میتواند در موقعیتهای مختلف کاربردهای مختلفی داشته باشد. در اینجا چند کاربرد آن را بررسی میکنیم :
حفظ موقعیت خود: گاهی افراد برای حفظ قدرت یا موقعیت خود، به طور عمدی از شنیدن نظرات و پیشنهادات دیگران خودداری میکنند تا تصمیمگیریها و اقدامات خود را بهطور یکجانبه و بدون اثرپذیری از دیگران پیش ببرند .
عدم تمایل به تغییر نظر: افراد ممکن است از عدم استماع استفاده کنند تا از تغییر نظر خود جلوگیری کنند و به باورهای قبلی خود پایبند بمانند .
تاکید بر نظرات شخصی: برخی افراد ممکن است از این رفتار برای تایید نظرات خود یا تحت فشار قرار دادن دیگران استفاده کنند، به این معنا که به جای شنیدن و فهمیدن دیگران، فقط به بیان دیدگاههای خود توجه دارند .
حل مشکلات بین فردی: در برخی موارد، عدم استماع میتواند به عنوان یک استراتژی دفاعی در برابر انتقاد یا تضاد استفاده شود، برای جلوگیری از مواجهه با احساسات منفی یا مشکلات احتمالی .
در نهایت، هرچند عدم استماع ممکن است در برخی شرایط به عنوان یک استراتژی کوتاهمدت کاربرد داشته باشد، اما در بلندمدت میتواند به روابط فردی و حرفهای آسیب برساند .
کاربرد عدم استماع در حقوق بدین شرح می باشد که :
در حقوق، عدم استماع به معنای رد یا نپذیرفتن یک درخواست یا ادعای قانونی است که به دلیل نواقص شکلی یا شرایط خاصی که مطابق با مقررات قانونی نیست، قابل پذیرش نمیباشد.
این مفهوم در مسائل مختلف حقوقی مانند دعاوی قضائی، قراردادها، و حتی در فرآیندهای اجرایی کاربرد دارد. اینجا به برخی از کاربردهای عدم استماع در حقوق اشاره میشود :
دعاوی قضائی: ممکن است دادگاه به دلیل عدم رعایت برخی الزامات قانونی یا مقررات دادرسی، مانند عدم حضور به موقع در دادگاه یا نقص در مستندات، اقدام به رد دعوی کند .
قراردادها: در مواردی که یک طرف قرارداد به تعهدات خود عمل نمیکند و طرف دیگر به دلایلی مانند زمانگذری یا غیبت از طرف دیگر، از ادامه قرارداد یا درخواست اجرای آن امتناع کند .
عدم استماع در درخواستها: در صورت نقص در مستندات، رعایت نکردن الزامات قانونی یا درخواستهای غیرقانونی، امکان عدم استماع به درخواست وجود دارد .
در مجموع، عدم استماع به معنای نپذیرفتن یا رد درخواستها و دعاوی به دلایل مختلف قانونی است .
مثال برای عدم استماع :
یک مثال از عدم استماع دعوی میتواند به این صورت باشد :
فرض کنید فردی از دیگران به دلیل نقض قراردادی شکایت میکند، اما پس از بررسی مشخص میشود که قرارداد مورد نظر فاقد اعتبار است یا به دلایل قانونی همچون عدم رعایت شرایط ضروری (مانند ثبت رسمی قرارداد در موارد خاص) صحیح نیست .
در این صورت، دادگاه میتواند به دلیل نبود اعتبار قانونی برای قرارداد، دعوی را «عدم استماع» کند و از رسیدگی به آن خودداری کند .
به عبارت دیگر، دعوی به دلیل اشکالات حقوقی یا عدم رعایت شرایط ضروری برای طرح دعوی، قابل استماع نخواهد بود .
رای وحدت رویه برای عدم استماع :
رای وحدت رویه در خصوص عدم استماع دعاوی معمولاً به مواردی اشاره دارد که در آن دادگاهها یا مقامات قضائی یک موضوع مشابه را به شیوههای مختلف یا متناقضی بررسی کردهاند و در نتیجه، هیئت عمومی دیوان عالی کشور وارد میشود تا رویه واحدی را برای حل اختلاف ایجاد کند .
در خصوص عدم استماع دعوا، این ممکن است به وضعیتهایی اشاره کند که دادگاه بنا به دلایلی مانند عدم صلاحیت، گذشت مدت زمان، یا دیگر شرایط قانونی، درخواست یا دعوی را پذیرا نمیشود .
برای مثال، در صورتیکه مهلت طرح دعوا گذشته باشد یا دعوا از لحاظ شکلی نادرست باشد، ممکن است دادگاه به استناد این دلایل از پذیرش آن خودداری کند و بر اساس یک رای وحدت رویه، این مسأله در تمامی دادگاهها یکسان و مشخص شود .
رای وحدت رویه شماره ۷۵۱ هیئت عمومی دیوان عالی
کشور – ۱۳۹۷ :
در این رای، هیئت عمومی دیوان عالی کشور به این موضوع پرداخته است که آیا دعوای مطالبه وجه، بعد از انقضای مهلت قانونی و پس از گذشت مدت زمان مقرر از تاریخ وصول درخواست، قابل استماع است یا خیر .
در این رای، دیوان عالی کشور بیان کرده است که دعوی که پس از انقضای مهلت قانونی و در زمانی که مراجع قضائی نمیتوانند آن را بررسی کنند، غیر قابل استماع است.
این رای وحدت رویه باعث شد تا رویه قضائی در تمام دادگاهها یکسان شود و شکایات مشابه با این موضوع بر اساس این وحدت رویه رسیدگی شوند .
این نوع آرای وحدت رویه، به منظور ایجاد هماهنگی در تصمیمات قضائی در موضوعات مشابه و جلوگیری از سردرگمی یا صدور احکام متفاوت از سوی دادگاهها در مورد یک موضوع مشابه است .
عدم استماع :
عدم استماع یا عدم شنیدن به معنای نادیده گرفتن یا توجه نکردن به صحبتها یا نظرات دیگران است .
این رفتار میتواند به دلایل مختلفی رخ دهد، از جمله عدم علاقه، مشغله ذهنی، ناتوانی در درک یا احساسات منفی نسبت به فردی که صحبت میکند .
عدم استماع میتواند تاثیرات منفی زیادی بر روابط فردی و اجتماعی داشته باشد، زیرا احساس نادیدهگرفتهشدن یا بیارزشی میتواند به مشکلات ارتباطی و کاهش اعتماد میان افراد منجر شود .
برای بهبود این وضعیت، توجه به صحبتهای طرف مقابل، گوش دادن فعال و تلاش برای درک دقیق تر پیام او میتواند موثر باشد .

قرار عدم استماع دعوی یکی از قرارهای بسیار پر کاربرد در نظام قضاپی ایران است که متاسفانه اغلب برای افراد نااگاه و وکلای کم تجربه صادر میگردد .
در نظام دادرسی ایران دادنامه های قضائی به دو دسته کلی «احکام» و «قرارها» تقسیم میشوند.
هر یک از این دو نوع تصمیم، جایگاه و آثار ویژهای در روند رسیدگی دارند یکی از مهمترین قرارهایی که در سالهای اخیر عموما بدلیل ناشیانه تنظیم گردیدن دادخواست و عدم حضور وکیل صادر میگردد قرار عدم استماع دعوی است.
این قرار به واسطه قوانین موجود و رویه قضایی، تأثیر مستقیمی بر روند دادرسی، هزینههای طرفین، مدیریت دعاوی و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی دارد.
. تعریف و مفهوم قرار عدم استماع دعوی
قرار عدم استماع دعوی، تصمیمی است که دادگاه در موارد خاص اتخاذ میکند و بر اساس آن، بهجای ورود به ماهیت دعوا، از رسیدگی به آن خودداری مینماید.
به تعبیر دیگر، دادگاه به این نتیجه میرسد که زمان یا شرایط طرح دعوا مهیا نیست و بدون آنکه حقانیت یا ناحقی طرفین را بررسی کند، رسیدگی را متوقف میسازد.
در این حالت برخلاف رد دعوا یا قرار عدم صلاحیت، ماهیت دعوا بررسی نمیشود و این ویژگی، ماهیت قرار را از احکام ماهوی متمایز میکند.
جایگاه قانونی قرار عدم استماع دعوی
منشأ اصلی قرار عدم استماع دعوی در قوانین ایران، ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی است که مقرر میدارد:
…هیچ دادگاهی نمیتواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه… دعوا شرایط مقرر قانونی را داشته باشد….
بنابراین اگر دعوا فاقد شرایط قانونی باشد یا زمان طرح آن نامناسب باشد، دادگاه حق ورود به رسیدگی را ندارد و باید عدم استماع دعوا را اعلام کند.
در بسیاری از آراء دادگاهها و نظریههای مشورتی، صدور این قرار به عنوان ابزاری برای ساماندهی دعاوی و جلوگیری از رسیدگیهای غیرضروری شناخته شده است.
عناصر اساسی قرار عدم استماع دعوی
۱. عدم ورود ماهوی
۲. عدم احراز شرایط قانونی دعوا
۳. قابلیت طرح مجدد پس از رفع مشکل
۴. صدور در قالب قرار و نه حکم ماهوی
موارد صدور قرار عدم استماع دعوی
الف ) طرح دعوا پیش از فرا رسیدن زمان قانونی : گاهی قانون برای طرح یک دعوا، شرایط زمانی مشخصی در نظر گرفته است.
مثلاً: طرح دعوای تخلیه پیش از انقضای مدت اجاره و یا مطالبه خساراتی که هنوز تحقق نیافتهاست.
ب)درخواست اجرای تعهد پیش از حلول موعد
در این موارد، اگر ذینفع قبل از موعد تعیینشده اقدام به طرح دعوا کند، دادگاه به علت «عدم تحقّق شرایط قانونی» قرار عدم استماع صادر میکند.
ج) طرح دعوا پس از گذشت مهلت قانونی
اگر قانونگذار برای اعمال حق یا اعتراض، موعد مشخصی تعیین کرده باشد (مثل اعتراض ثالث، اعتراض به رأی داور، جلب شخص ثالث و …) و شخص این مهلت را رعایت نکند، دادگاه حق رسیدگی ندارد و باید عدم استماع دعوا را اعلام کند.
د) طرح مجدد دعوایی که یک بار رسیدگی شده است
در صورتی که دعوایی به طور صحیح رسیدگی و حکم قطعی صادر شده باشد، طرح دوباره آن (بدون جهات قانونی مثل اعاده دادرسی) مشمول «اعتبار امر قضاوت شده» بوده و دادگاه قرار عدم استماع صادر میکند.
ه) بیارتباط بودن ادعا با عنوان خواسته
اگر ادعای مطرحشده با خواسته تقدیمی سازگاری نداشته باشد یا اصلاً خواسته قابلیت استماع نداشته باشد، دادگاه میتواند از استماع دعوا خودداری کند.
و) عدم رعایت مقررات شکلی لازم
بهعنوان نمونه:
عدم رعایت تشریفات لازم در دعوای طاری
تقدیم نکردن خواسته لازم دادخواست در موارد ضروری
طرح دعوا توسط شخصی که اهلیت قانونی ندارد
عدم تصریح قانونی بر قابلیت استماع دعوا
تفاوتهای قرار عدم استماع دعوی با قرارهای مشابه
فرق «قرار عدم استماع دعوی»، «قرار رد دعوا» و «قرار عدم صلاحیت» چیست؟
در ادامه، تفاوتها بهصورت تحلیلی و کاربردی بیان میشود.
۱. تفاوت قرار عدم استماع دعوی با قرار رد دعوا
ویژگی و ماهیت قرار عدم استماع دعوا شکلی با عدم ورود ماهوی میباشد و حال انکه قرار رد دعوی ماهوی یا گاه شکلی میباشد .
در قرار عدم استماع دعوی امکان طرح مجدد معمولاً امکانپذیر اما در قرار رد دعوی گاهی غیرممکن میباشد .
آثار قرار عدم استماع دعوی
قرار عدم استماع دعوی نتیجه یک رسیدگی شکلی است وعدم ورود دادگاه به ماهیت بوده و دادگاه اساساً بررسی نمیکند که حق با چه کسی است.
در اکثر موارد، پس از رفع ایرادات شکلی یا فرا رسیدن زمان قانونی، خواهان میتواند دوباره همان دعوا را مطرح کند.
قابلیت تجدیدنظرخواهی
قرار عدم استماع دعوی یکی از قرارهای قابل تجدیدنظر است بنابراین طرفین میتوانند نسبت به آن اعتراض کنند.
تحلیل رویه قضایی درباره قرار عدم استماع دعوی
رویه قضایی نشان میدهد که دادگاهها در مواردی که زمان یا شرایط شکلی رعایت نشده باشد، رویکردی سختگیرانه دارند.
بهویژه در دعاوی:
خلع ید – مطالبه خسارت – دعاوی طاری – اعتراض به نظریه کارشناسی – دعاوی انحلال قرارداد
در اینگونه دعاوی قضات با استناد به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی از ورود به ماهیت خودداری میکنند تا از تضییع وقت و طرح بیرویه دعاوی جلوگیری شود.
نکات کلیدی برای جلوگیری از صدور قرار عدم استماع دعوی
برای اینکه دعوا با این قرار مواجه نشود لا زم است وکیل باسابقه و خبره داشته باشید در انتخاب وکیل دقت کنید و پرونده خود را به دست هر وکیل نا پخته یی ندهید
یک وکیل خوب و حاذق با طرح دعوا در زمان صحیح و بررسی وجود اهلیت و سمت وتنظیم صحیح و دقیق دادخواستو ارائه تمامی مدارک در مرحله نخستین مطابق با قوانین کار شما را به خوبی انجام خواهد داد .
قرار عدم استماع دعوی یکی از مهمترین ابزارهای دادرسی برای مدیریت صحیح پروندهها و جلوگیری از طرح دعاوی بیموقع یا فاقد شرایط قانونی است.
این قرار نه حکم است و نه رسیدگی ماهوی را در پی دارد، بلکه تنها بیان میکند که شرایط لازم برای شنیدن دعوا فراهم نیست.
شناخت دقیق این مفهوم به وکلا، دانشجویان، قضات و حتی عموم مردم کمک میکند تا فرآیند طرح دعوا را با دقت بیشتری طی کنند و با آگاهی از شرایط قانونی، از اطاله دادرسی و هزینههای زائد جلوگیری نمایند.
در صورت نیاز به وکیل با سابقه دادگستری :
✅ مشاوره حقوقی با وکیل در دفتر وکالت ما رایگان است و بابت مشاوره با وکیل دادگستری وجهی بعنوان حق المشاوره از شما دریافت نخواهد گردید .
✅ جهت اخذ وقت ملاقات رایگان با وکیل با شماره …با همکاران ما تماس حاصل فرمایید.
✅ لطفا در هنگام مشاوره با وکیل کلیه اسناد و مدارک و دادنامه هایتان را بصورت کاغذی همراه داشته باشید .
✅ نشانی دفتر وکالت ما :
تهران – میدان فردوسی بطرف انقلاب کوچه نیایی پلاک ۷ ممیز یک دفتر وکالت

