
دعوای متقابل
خوانده می تواند تا پایان اولین جلسه دادرسی در صورتیکه ادعائی نسبت به خواهان دارد و آن ادعا با پرونده وحدت منشاء و موضوع داشته باشد بطوریکه در نتیجه دعوای اصلی تاثیر بگذارد ، ادعای خود را طی دادخواست دیگری که به آن دادخواست تقابل گویند مطرح نموده و دادگاه موظف است بصورت رسیدگی توام در خصوص آن نیز مبادرت به صدور رای نماید بعنوان مثال شخصی در پرونده ای بعنوان الزام به تنظیم سند رسمی انتقال خوانده قرار گرفته اما خواهان ثمن معامله را هنوز تمام و کمال به وی پرداخت ننموده در این حالت با وکیل گرفتن – خوانده یا وکیل وی به وکالت از موکل خود می تواند مبادرت به ثبت دعوای متقابل و رسیدگی توام با خواسته الزام به پرداخت ثمن معامله یا مطالبه ثمن معامله نموده و به این دادخواست دادخواستِ تقابل گفته می شود که بصورت همزمان با دعوای اصلی مورد رسیدگی توامان قرار می گیرد.
توجه داشته باشید که دادخواست تقابل می بایست تا قبل از اولین جلسه دادرسی راساً یا توسط وکیل مدافع ثبت و ارجاع گردد.
در تنظیم دادخواست تقابل و همچنین دادخواست اصلی بهره مندی از خدمات و مشاوره حقوقی یک وکیل مجرب یا کارشناس حقوقی یا قاضی بازنشسته مجرب و مسلط به دعاوی مدنی و حقوقی بسیار ضروری و حیاتی است .
بیاد داشته باشید طرح نا متناسب یک دعوا شما را از حقوق قانونی تان محروم نموده و چنانچه یکبار بازنده پرونده شوید دیگر حق طرح مجدد همان موضوع را نخواهید داشت که اصطلاحا بدان امر مختومه گویند .
متاسفانه وکلا همه روزه مراجعانی دارند که مو کلان خود به تنهائی و بدون داشتن وکیل مراحلی از پرونده را به اشتباه طی نموده و زمانیکه سرشان به سنگ خورده و به بن بست یا احکام و دادنامه های ناخوشایند مواجه میگردند به وکیل گرفتن می اندیشند که بسیار دیر است و لازم است از همان ابتدا کار را به وکیل سپرده تا سرانجام خوبی داشته باشد .
از همه اینها گذشته متاسفانه بنابه دلایل سیاسی در سالهای اخیر هزاران وکیل به جامعه وکالت افزوده شده اند که فاقد تجربه وسواد قضائی بوده و وقت و هزینه شما را اتلاف می نمایند ! لازم است در انتخاب وکیل کاملاً دقت فرموده و صرفاً به ارزان بودن حق الوکاله و گفتار چرب وکیل اعتنا ننموده و به توانائی وکیل اطمینان یافته و در صورت توانائی و تجربه وکیل صاحب نفوذ و کارآمد خود را بیابید .
وکیلی که تجربه اندک وکالت و پرونده های کمی را تجربه کرده باشد نمی تواند چاره کار شما باشد نقش وکیل در پرونده و در آئین دادرسی بسیار پررنگ بوده و شایسته است نهایت دقت را در گرفتن یک وکیل زبده بکار ببرید.
رسیدگی توأم
در صورت وجود دعاوی دیگر که با پرونده در حال رسیدگی ارتباط کامل داشته باشند به تمامی آن پرونده ها بصورت یکجا رسیدگی می شود که به آن رسیدگی توامان گفته میشود در صورت ثبت دادخواست تقابل و یا اعتراض ثالث نیز این شیوه اجرا میگردد.
در صورتیکه دو پرونده دارای دو جلسه دادرسی متفاوت شوند شما یا وکیل میتوانید درخواست رسیدگی توام نمائید.
جهت مشاوره حقوقی رایگان با وکیل با شماره ۰۹۱۲۶۱۶۱۱۲۱ با ما تماس حاصل فرمائید .
ما با حق الوکاله منصفانه و توان بالای کاری و افزون بر ۲۵ سال سابقه کار تخصصی و انبوهی از پرونده های موفق خدمتگزار شما خواهیم بود .
نشانی دفتر وکالت ما : تهران میدان فردوسی نرسیده به ویلا کوچه نیائی پلاک ۷ ممیز یک دفتر وکالت
ما رضایت خاطر شما را بدست خواهیم آورد .

((دعوای متقابل و شرایط آن ))
اشاره :
دعوایی که در مقابل دعوای دیگری که دعوای اصلی نام دارد طرح شده باشد ، دعوای متقابل نام دارد .این دعوی ممکن است به منظور پاسخ گویی به دعوای اصلی یا علاوه بر پاسخگویی،به منظور الزام خواهان ،به پرداخت چیزی یا انجام امری باشد .
همچنین این دعوی ممکن است در مقابل دعوای خواهان به منظور کاستن از محکومیتی که خوانده را تهدید میکند ،یا تخفیف آن یا جلو گیری کلی از این محکومیت یا حتی تحصیل حکم محکومیت خواهان اصلی به دادن امتیاز طی دادخواست تقابل با رسیدگی توام علیه او اقامه شود .
تعریف دعوای متقابل
دادخواست تقابل ادعایی است که خوانده در مقابل دعوای خواهان اقامه میکند و در واقع دعوایی است که خوانده در مقابل دعوای خواهان اقامه میکند . چنانکه در مصادیق ذیل خواهیم گفت ، این دعوی هنگامی تحقق می یابد که با دعوای اصلی ناشی از یک منشا باشند یا ارتباط کامل داشته باشند و ارتباط کامل هم وقتی است که اتخاذ تصمیم در هریک موثر در دیگری باشد . مثلا اگر موجر علیه مستاجر اقامه دعوی کند و اجاره بهای معوقه را مطالبه نماید و در مقابل مستاجر دعوایی اقامه کند مبنی بر مطالبه مبالغی که در مورد عین مستاجره هزینه کرده است و این مبالغ به عهده مالک بوده است ، در اینجا چون منشا هر دو دعوی یک چیز یعنی عقد اجاره است ، دعوای مستاجر ،متقابل شمرده شده و رسیدگی توام میشود .
لیکن ادعاهایی از قبیل صلح و تهاتر و فسخ و رد خواسته که در جهت دفاع ازدعوی اصلی است ، تقابل تلقی نمی شود . زیرا در صلح که در اصطلاح حقوقی به معنای تراضی و توافق بر امری اعم از تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حق است ، درفرضی که خواهان ، دادخواست مطالبه ای داده باشد، خوانده میتواند با توسل به صلح ، از اسقاط چنین حقی ، دفاع کند .
همچنین تهاتر که شامل مواردی میشود که دو نفر در آن به یکدیگر مدیون باشند و چناچه از جنس واحد مثلا وجه نقد باشد ، بعضا به صورت قهری و یا به موجب توافق ذمه آنان بری میشود ،خوانده دفاع مبنی بر برائت ذمه میکند . در توضیح فسخ نیز باید گفت به معنی اختیار بر هم زدن معامله یا قرارداد می باشد که گاهی در یک قرارداد لازم (یعنی هیچکدام از طرفین حق برهم زدن معامله را ندارد) حق فسخ پیش بینی میشود که ممکن است ضمن عقد به خوانده اختیار داده شده که تحت شرایطی ، قرارداد را برهم زند . به علاوه در برخی موارد ممکن است بلحاظ عدم ارائه دلایل مثبته توسط خواهان یا بی اعتباری مستندات وی ، حکم به رد خواسته داده شود .به طور مثال خواهان دعوایی به طرفیت خوانده مطرح و مطالبه پنجاه میلیون ریال وجه می نماید و در جلسه دادگاه ، خوانده رسیدی ارائه دهد که دلالت دارد که وی طلب خواهان را قبلا پرداخت نموده است .
بدین ترتیب قانون گذار دفاع در موارد گفته شده را مستلزم طرح دعوای متقابل ندانسته است و به عبارت دیگر اگر خوانده دعوای اصلی ،به هریک از موارد بالا متوسل شود ، بدون نیاز به ارئه دادخواست تقابل ،دادگاه باید ادعای اورا مورد بررسی قراردهد و براساس آن حکم مقتضی صادر نماید .
با این توصیف ادعای خوانده در مقابل خواهان در صورتی دعوای متقابل محسوب میشود که مستقلا نیز قابل طرح به وسیله دادخواست جداگانه باشد .مانند هنگامی که زن علیه مرد دادخواست مطالبه نفقه بدهد ، مرد میتواند با اثبات اینکه همسرش ترک خانه و زندگی مشترک کرده است یعنی با اثبات عدم تمکین ،ازپرداخت نفقه معاف شود لذا در این صورت چون دفاع تلقی میشود نیاز به دادخواست ندارد .لیکن اگرمرد بخواهد علاوه بر اثبات عدم تمکین و معافیت از پرداخت نفقه ،همسرش را مکلف به بازگشت به منزل خود و در واقع وادار به زندگی مشترک نماید ، باید دادخواست متقابل الزام به تمکین ارائه دهد .
مصادیق دعوی متقابل
یکی از اختلافات رایجی که مردم را به دادگاه ها میکشاند ، بد قولی فروشنده در تنظیم سند رسمی است . وقتی دو نفر قرارداد خرید و فروش ملکی منعقد می کنند ، مالکیت آنها منتقل می شود و حتی اگر ملک هم در تصرف وی باشد باز هم تا زمانی که سند مالکیت به نام خریدار صادر نشده باشد او برای استفاده از ملک خود مشکلاتی خواهد داشت ، مانند اینکه نمی تواند با رهن گذاشتن آن نزد بانک ، وام تسهیلات بگیرد . در اینصورت چاره ای جز مراجعه به دادگاه برای خریدار باقی نمی ماند و از اینجاست که دعوای الزام به تنظیم سند رسمی شروع می شود . لیکن خوانده دعوی ، یعنی فروشنده در برخی موارد متقابلا دادخواست رفع تصرف می دهد . از جمله دلایل وی مواردی است که توافق شده در صورت پاس نشدن چک خریدار معامله منفسخ شود که در صورتیکه چنین شرایطی محقق شود ، حکم به رفع تصرف صادر می شود .
همچنین در قراردادهای اجاره مغازه هایی که در چارچوب قانون روابط موجر و مستاجر سال ۵۶منعقد می شود ، مستاجر در صورتی می تواند از امتیازات آن مانند مانند رابطه استیجاری از قبیل نقل و انتقال حق کسب و پیشه از مستاجر سابق به مستاجر جدید ، بهره مند شود که سند اجاره به صورت رسمی در دفتر خانه تنظیم شده باشد . از جمله مصادیق دعوی متقابل در این فرض این است که ، مستاجر دادخواست تنظیم سند رسمی به طرفیت مالک مطرح می نماید که متقابلا مالک دادخواست تخلیه به جهت تعدی و تفریط ارائه میدهد .
نمونه دیگر اینکه : چنانچه در دعوایی فروشنده مطالبه باقی مانده بهای معامله را نماید ، لیکن خوانده دعوای اصلی باطرح دعوای بطلان به صورت تقابل اعلام بطلان مبایه نامه ونیز استرداد مبلغ بیعانه را بنماید . در این مثال ، زمانی که دعوای اصلی به بطلان استناد کند و از عهده اثبات آن بر آید ، بدیهی است دعوای خواهان اصلی ، محکوم به رد خواهد بود ، بدون اینکه دادگاه وارد دعوای اصلی شود . لیکن اگراظهار یا ادعای خوانده نتواند به طور مستقل موضوع خواسته در داخواست باشد ، دیگر دعوی تلقی نمی شود و نیاز به تقدیم دادخواست ندارد .
درواقع مرض تشخیص دعوای متقابل و دفاع این است که هدف از تقابل ضمن رد دعوای اصلی ، خوانده در مقابل الزام طرف مقابل به موضوعی است که آثار آن محدود به دعوای فعلی نمی باشد و در نهایت منجر به اجرايه ای خواهد شد و حتی اگر دعوایی هم دربین نباشد ، ذی نفع می توانست مستقلا به طرح آن بپردازد . در حالیکه ادعای صلح ، تهاتر و فسخ صرفا زمانی قابلیت طرح دارد که بتواند در مقام رد خواسته خواهان برآید و به همین جهت منتهی به اجراعیه ای هم نخواهد شد .
در برخی موارد ممکن است علاوه بر پاسخگویی، الزام خواهان به پرداخت چیزی ویا انجام امری باشد مانند اینکه در یک قرارداد مشارکت مدنی از جانب سازنده الزام به تنظیم سند رسمی داده شود لیکن مالک دفاع کند که در قرارداد اولیه ،سازنده ملزم به پرداخت مابه التفاوت ارزش زمین بوده و ازطرفی دیگر به لحاظ خلافی، شهرداری از دادن پایان کار امتناع می کند .
دراین فرض لازم است ابتدا خواهان اصلی ملزم به انجام تعهدات مذکور شود تا الزام خوانده به تنظیم سند رسمی میسر شود .
همانطور که در مثال های بالا ملاحظه شد ضمن وجود رابطه کامل بین دعاوی در عقودی مانند اجاره ، بیع و قرارداد مشارکت مدنی منشا آنها نیز واحد بوده است .
حال در تمامی موارد مذکور فرض کنیم خوانده دعوایی به خواسته استرداد لاشه چک که ناشی از یک قرارداد دیگر است مطرح نماید ، بدیهی است به لحاظ عدم ارتباط با دعاوی گفته شده و نیز فقدان منشا واحد ، دادگاه قرار عدم استماع دعوی ، صادر خواهد کرد .
اشکال دیگری از دفاع خوانده
در جریان دادرسی ، دفاع خوانده بعضا به صورت ایرادات شکلی و یا دفاع ماهوی است و در پاره ای از اوقات به شکل دادخواست تقابل وارد دعوی میشود . در تعریف ایرادات آمده است ؛ ا شکالی است که یکی از طرفین در دعوی یا قاضی یا طرف دیگر یا بر دادگاه یا نماینده احد از طرفین بگیرد . این موارد طی چند بند در ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی برشمرده است . ازجمله اینکه ممکن است تاجری علیه شخصی طرح دعوی نماید که معلوم شود در زمان طرح دعوی ورشکسته بوده و اساسا ، به جهت عدم امکان تصرف در اموالش ، از چنین حقی محروم باشد . نمونه دیگر اینکه فردی به سمت نمایندگی از قبیل وکالت ، ولایت یا قیومیت اقدام به ارایه دادخواست می نماید که در حین دادرسی مشخص می شود فاقد چنین سمتی بوده و در این خصوص اختیاری نداشته است .
شکل دوم ، مواردی از قبیل ارائه رسیدی عادی است که خوانده به عنوان مدرکی دال بر ایفای تعهد موضوع دعوی در قالب رد دعوی به دادگاه ارایه می دهد ، که دفاع ماهوی لقب دارد .
شکل سوم مورد دعوای متقابل با رسیدگی توام که خوانده نه تنها الزامی به انجام تعهدی ندارد، بلکه بنا به مستندات مطالباتی از مدعی اصلی دارد یا اینکه انجام تعهداتی بر عهده وی بوده که نسبت به آن قصور ورزیده است . به طور نمونه دادخواستی علیه اداره برق ، مبنی بر واگذاری کنتور های جدید پس از تخریب ساختمانی قدیمی و تبدیل آن به چند واحد آپارتمانی مطرح گردیده است . در این مثال ممکن است اداره برق قراردادی را به دادگاه نشان دهد که حاکی از استقرار پست برق در محل پیش از بازسازی بوده و به موجب توافقی ، مالک متعهد بوده پس از بازسازی امکان جایگزینی آنرا درزیر زمین ساختمان فراهم نماید .بدیهی است نظر باینکه دادگاه ابتدا به دعوای تقابل رسیدگی می کند در صورت احراض چنین تعهدی ، بدوا در حکم خود خواهان اصلی را محکوم به جانمایی جهت تعبیه پست برق می کند و متعاقبا اداره برق را وادار به نصب کنتور های مورد نیاز خواهد نمود .
شرایط طرح دعوای متقابل
مرجعی که به دعوای جدید رسیدگی توام می کند همان دادگاهی است که به دعوای اصلی رسیدگی می نماید ، مگر اینکه دعوای جدید از صلاحیت ذاتی دادگاه خارج باشد .
چنان که ماده ۱۴۲قانون آیین دادرسی مدنی مقررداشته ؛ دعوای متقابل به موجب دادخواست اقامه می شود . دادخواست دعاوی متقابل باید تاقبل از پایان اولین جلسه دادرسی تقدیم شود و اگر خواهان دعوای متقابل را در جلسه دادرسی اقامه نماید ، خوانده می تواند برای تهیه پاسخ و ادله خود تاخیر جلسه را درخواست نماید .
منظور از اولین جلسه دادرسی زمانی است که وقت رسیدگی به خوانده وخواهان ابلاغ و رسیدگی شروع شده باشد و اگر جلسه برای ابلاغ وقت رسیدگی به طرفین یا یکی از آنها تجدید شود اولین جلسه رسیدگی محسوب نمی شود . بنابر این اگر پس از تقدیم دادخواست و دعوت اصحاب دعوی ، جلسه دادگاه تشکیل نشود یا خوانده فرصت دفاع پیدا نکند ، جلسه اول محسوب نخواهد شد .مثلا اگر تمام وقت جلسه صرف اظهارات خواهان شود و خوانده نتواند پاسخ دهد یا پاسخ خوانده طولانی شود وقت جلسه برای تکمیل آن کافی نباشد و ناتمام بماند ؛ جلسه بعدی که برای شنیدن ادامه دفاعیات خوانده تشکیل میشود ، ادامه اولین جلسه دادرسی خواهد بود .
در اینصورت رسیدگی به دعوای تقابل نیز در همین جلسه ای که برای رسیدگی به دعوای اصلی از قبل تعیین شده بصورت رسیدگی توام صورت می گیرد . البته اگر خوانده تقابل تاخیر در جلسه را درخواست کند جلسه تجدید می شود تا در جلسه آینده به هر دو دعوی تواما رسیدگی شود .
به طور کلی باید گفت در حقوق ما ، طرح دعوای متقابل تنها در مرحله بدوی امکان پذیر است و شرایط یا موارد رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی خواهد بود .
دادخواست تقابل چیست ؟
داد خواست تقابل از جمله دعاوی طاری است که خوانده می تواند تا پایان جلسه اول دادرسی به شرط انکه با دعوای اصلی هم منشا باشد و یا ارتباط کامل داشته باشد در دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی در مقابل خواهان مطرح کند .
دعوای تقابل و دعوای متقابل چه تفاوتی دارد ؟
بین دعوای تقابل و دعوای متقابل تفاوتی نیست و دعوای تقابل در ایین دادرسی مدنی همان دعوای تقابل میباشد .
شرایط لازم جهت قبولی دادخواست تقابل چیست ؟
برای رسیدگی به دعوای تقابل باید دادگاه صلاحیت ذاتی داشته باشد وارتباط منشا داشته باشد و یا ارتباط کامل داشته باشد دعوای تقابل باید توسط خوانده مطرح شود.
مواد قانونی دادخواست تقابل یا دعوای متقابل چیست ؟
مواد قانونی دعوای تقابل عبارتند از: مواد ۱۴۱ تا ۱۴۳ قانون ایین دادرسی مدنی دادگاه مکلف است در صورت داشتن صلا حیت ذاتی و محلی رسیدگی کند و اگر از صلاحیت دادگاه خارج باشد دادگاه با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگاه صالح ارجاع دهد و اگر رسیدگی به دعوای اصلی تا حصول نهایی دعوای تقابل متوقف میشود .
تکلیف دادگاه در رسیدگی به دعوای تقابل چگونه است و چگونه عمل میشود ؟
دعوای تقابل در صورت داشتن شرایط لازم دادگاه را مکلف به رسیدگی میکند حتی اگر خواهان دعوای اصلی ان را مسترد کند.
هزینه دادرسی دادخواست تقابل چگونه محاسبه میشود ؟
دعوای تقابل یک دعوای مالی باشد ۵ /۳ درصد ارزش خواسته میباشد و اگرغیر مالی باشد هزینه دعاوی غیر مالی را دارد.
ایا در پرونده کیفری نیز میتوان دادخواست تقابل داد؟
خیر صرفا میتوان شکوائیه کیفری مطرح کرد اما دعوای تقابل صرفا در پرونده های حقوقی مطرح میشود.
شکایت متقابل به شکایتی گفته میشود که متهم در یک پرونده کیفری علیه شاکی همان پرونده مطرح میکند.
ایا در مرحله تجدید نظر خواهی میتوان دادخواست تقابل داد؟
دعوای تقابل تنها در مرحله نخستین امکان طرح دارد .
خواندگان دعوای تقابل چه کسانی هستند ؟
خوانده دعوای تقابل همان خواهان دعوای اصلی است و نمیتوان علیه شخص ثالثی که اصلا خواهان نبوده دعوای تقابل مطرح کنید اگر بخواهید باید دعوای مستقل یا جلب ثالث ثبت نمائید.



دادخواست تقابل وکیل گرفتن وحدت موضوع و منشاء وکیل گرفتن رسیدگی توامان وکیل گرفتن وکیل مدافع وکیل گرفتن مشاوره حقوقی یک وکیل قاضی بازنشسته دادگاه حقوقی وکیل گرفتن وکیل صاحب نفوذ وکیل گرفتن رسیدگی توام وکیل گرفتن .
وکیل گرفتن نمونه دادخواست تقابل دادنامه دادخواست تقابل رسیدگی توام وکیل گرفتن دادخواست تقابل وکیل حقوقی…
