
تسلیم و تحویل مبیع یکی از بیشترین آمار پرونده های ملکی جهت وکیل متخصص ملکی میباشد. جهت مشاوره حقوقی رایگان با وکیل ملکی با شماره ۰۹۱۲۲۳۰۲۳۰۲ تماس حاصل فرمائید.
تسلیم و تحویل مبیع
پیش از آنکه در مورد تسلیم و تحویل مبیع سخن گوییم به معنی مبیع می پردازیم؛
در اصطلاح حقوقی به مال مورد معامله مبیع،به فروشنده آن مال بایع و به آن مالی که خریدار به فروشنده می دهد ثمن گویند.
مبیع به معنای کالا یا مالی است که در قرارداد بیع (خرید و فروش) مورد معامله قرار میگیرد.
در واقع، مبیع همان چیزی است که فروشنده آن را به خریدار میفروشد و از طرف خریدار خریداری میشود.
این کالا یا مال میتواند هر نوع مال یا شئ مادی باشد که ارزش اقتصادی داشته باشد، مثل خانه، ماشین، زمین، کالاهای تجاری پول و غیره.
انواع مبیع
مال یا مثلی است یا قیمی
مال مثلی و مال قیمی دو دسته اصلی از اموال هستند که در حقوق ایران برای تقسیمبندی اموال استفاده میشوند.
مال مثلی
مال مثلی به اموالی گفته میشود که جنس، نوع و مقدار آنها مشخص است و در نتیجه ویژگیهای فردی نداشته و میتوان آنها را با مال مشابه دیگری عوض کرد.
این اموال معمولاً قابل معاوضه به صورت استاندارد هستند و برای تعیین ارزش آنها نیاز به ارزیابی خاص نداریم، زیرا میتوان آنها را با نمونههای مشابه معاوضه کرد.
مثالها :
گندم، برنج، فلزات مثل طلا، نقره
پول نقد
مصالح ساختمانی مثل سیمان، آجر
در این دسته از اموال، فروشنده میتواند آنها را به مقدار و جنس معین تحویل دهد و در این صورت، حتی اگر ویژگیهای جزئی در جنسها متفاوت باشد، برای خرید و فروش مشکل ایجاد نمیشود.
مثال برای مبیع: اگر بخواهید گندم به مقدار معین خریداری کنید، این گندم میتواند مال مثلی باشد و میتوان آن را به عنوان مبیع در قرارداد بیع قرار داد.
مال قیمی
مال قیمی به اموالی گفته میشود که ویژگیها و خصوصیات فردی دارند و به راحتی نمیتوان آنها را با مال مشابه دیگری معاوضه کرد. این اموال بیشتر از نظر منحصر به فرد بودن و ویژگیهای خاص خود ارزش دارند.
مثالها
آثار هنری مانند تابلوهای نقاشی
خودروهای خاص یا قدیمی
ملکهای خاص
در این دسته از اموال، ویژگیهای خاص و فردی مال باعث میشود که نمیتوان آنها را به راحتی با مال مشابه دیگری تعویض کرد. ارزشگذاری این اموال معمولاً به ارزیابی نیاز دارد.
مثال برای مبیع: اگر بخواهید یک تابلو نقاشی خاص را خریداری کنید، این تابلو مال قیمی است و میتواند به عنوان مبیع قرار بگیرد. فروشنده نمیتواند تابلو مشابهی را به جای آن ارائه کند.

تفاوتها در خرید و فروش:
برای مال مثلی، چون اموال قابل تعویض هستند، ممکن است نیازی به بررسی ویژگیهای خاص نباشد و قرارداد بیع به راحتی منعقد شود.
برای مال قیمی، ارزش مال معمولاً باید بر اساس ویژگیهای خاص آن تعیین شود و در قرارداد، ممکن است نیاز به ذکر ویژگیهای دقیق آن باشد تا مشخص شود که طرفین از چه مال یا شیئی صحبت میکنند.
در نتیجه، هر دو نوع مال میتوانند به عنوان مبیع قرار بگیرند، ولی نحوه معامله و تعیین قیمت ممکن است متفاوت باشد.
جهت مشاوره حقوقی رایگان با وکلای درجه یک و حرفه ای ما با شماره ۰۹۱۲۲۳۰۲۳۰۲ تماس حاصل فرمائید
معامله مبیع کلی،کلی در معین و کلی در ذمه و عین معین
در قراردادهای خرید و فروش، مفاهیم “مبیع کلی”، “کلی در معین”، “کلی در ذمه” و “عین معین” به انواع مختلفی از اموال یا کالاها اشاره دارند که در معاملات مختلف استفاده میشوند.
در اینجا توضیح میدهم که هر یک از این اصطلاحات به چه معناست:
مبیع کلی
مبیع کلی به معنای فروش کالایی است که مشخصات دقیق آن تعیین نشده، بلکه در قالب یک دسته یا نوع عمومی از کالا تعریف میشود.
این نوع معامله معمولاً مربوط به کالاهای مشابه و همگن است که تفاوتهای جزئی دارند.
مثال:
فرض کنید شخصی ۱۰۰ کیلو گندم میفروشد، بدون اینکه دقیقاً مشخص کند که کدام گندم را میفروشد.
این گندمها از یک نوع خاص هستند و بهطور کلی به عنوان یک دسته از گندم در نظر گرفته میشوند.
کلی در معین
کلی در معین به معنای این است که در ابتدا کالا به طور کلی مشخص میشود، اما بعداً با تعیین ویژگیها یا معین شدن مشخصات، فروشنده موظف به تحویل کالای خاصی خواهد بود.
این نوع معامله به نوعی مشابه «کلی» است، اما تفاوت این است که در آن کالا در آینده تعیین و مشخص میشود.
مثال:
فروشنده ۱۰۰ کیلو گندم از نوع خاصی را میفروشد، ولی نوع دقیق آن در ابتدا ذکر نمیشود، اما فروشنده موظف است که نوع خاصی از گندم را از انبار خود به مشتری تحویل دهد.
در اینجا “کلی” در معین یعنی نوع خاصی از گندم که باید در آینده مشخص و تحویل شود.
کلی در ذمه
کلی در ذمه به کالاهایی اشاره دارد که در ذمه (تعهد) فروشنده قرار دارند و مشخص نیست که در حال حاضر موجود هستند یا نه.
به عبارت دیگر، فروشنده کالا را به طور کلی تعهد میکند که در آینده در اختیار خریدار قرار دهد.
مثال:
یک فروشنده به خریدار میگوید که ۱۰۰ کیلو گندم از نوع خاص را در آینده به او خواهد فروخت، اما هنوز گندمها در دسترس او نیستند و فقط در تعهد او قرار دارند.
در اینجا “کلی در ذمه” به این معنی است که گندمها هنوز موجود نیستند، ولی فروشنده آنها را به خریدار تعهد میکند.
عین معین
عین معین به کالاهایی گفته میشود که دقیقاً مشخص و معین هستند و طرفین قرارداد کاملاً میدانند که چه چیزی خرید و فروش میشود.
این نوع کالاها مشخصات خاصی دارند و برای انجام معامله نیازی به تعیین یا تغییر نیست.
مثال:
فروش خانه یا اتومبیل خاصی که مشخصات آن قبلاً تعیین شده است، به عنوان «عین معین» شناخته میشود.
مثلاً فروش یک ماشین مدل خاص یا یک خانه با مشخصات معین، که دقیقاً نوع آن مشخص است و هیچ تردیدی در خصوص آن وجود ندارد.





تسلیم مبیع چیست
در قانون مدنی منظور از تسلیم این است که مالی که فروخته شده است پس از انجام معامله در اختیار خریدار قرار گیرد تا خریدار بتواند در مالی که خریده است تصرف داشته باشد و از آن استفاده کند.
تسلیم مبیع به معنای انتقال مالکیت کالا یا مورد معامله به خریدار است.
این واژه بهویژه در قراردادهای خرید و فروش به کار میرود و معمولاً به معنی تحویل کالا یا مال به خریدار بهطور فیزیکی یا از طریق هر گونه اقدامی است که نشاندهنده پذیرش و تحویل کالا از فروشنده به خریدار باشد.
این عمل برای تکمیل فرآیند قرارداد و تحقق انتقال مالکیت اهمیت دارد.
نوع تسلیم با توجه به نوع مبیع،مالی که مورد معامله قرار گرفته استتفاوت دارد و در معامله بیع، مبیع (کالا یا مال مورد معامله) باید بهگونهای به خریدار تسلیم شود که از این لحظه بهطور قانونی و عملی در اختیار او قرار گیرد.
انتقال مالکیت در بیع معمولاً با تسلیم مبیع به خریدار تکمیل میشود، اما نحوه و زمان تسلیم به شرایط خاصی بستگی دارد.
زمان و شرایط تسلیم مبیع:
تسلیم فیزیکی مبیع: زمانی که کالا یا مال بهطور فیزیکی به خریدار داده میشود.
تسلیم بهوسیله علامت و نشانهها: گاهی اوقات تسلیم با اعمالی غیر از تحویل فیزیکی صورت میگیرد، مثلاً در مواردی که مبیع قابل حمل نیست یا در دسترس نیست، فروشنده با انتقال اسناد مالکیت یا کلیدها، تسلیم را انجام میدهد.
زمانی که مبیع تحت سلطه فروشنده است:
فروشنده زمانی مبیع را تحت سلطه خود میداند که هنوز مبیع را تحویل نداده باشد یا کالا هنوز در مکان فروشنده قرار داشته باشد. فروشنده مسئول نگهداری کالا تا زمان تحویل آن است، مگر اینکه بر اساس قرارداد یا توافقی خاص، مسئولیت به خریدار منتقل شده باشد.
چند نمونه:
فروش یک دستگاه کامپیوتر: اگر فروشنده یک دستگاه کامپیوتر را به خریدار میفروشد، زمانی که کامپیوتر را به خریدار میدهد، مبیع به خریدار تسلیم شده و تحت سلطه او قرار میگیرد.
فروش ملک: در خرید و فروش املاک، زمانی که فروشنده ملک را به خریدار تحویل میدهد (مثلاً کلید درب یا سند مالکیت را منتقل میکند)، مبیع به خریدار تسلیم شده است.
فروش کالای غیرقابل حمل (مثل نفت یا گندم): ممکن است فروشنده با ارسال اسناد مالکیت یا تحویل کالا به انبار یا کشتی، مبیع را تسلیم خریدار کند.
در کل، تسلیم مبیع به معنای انتقال آن از اختیار فروشنده به اختیار خریدار است و این میتواند از طریق تحویل فیزیکی، ارسال اسناد، یا هر اقدام دیگری که توافق طرفین باشد، انجام گیرد.
هممچنین لازم به ذکر این موضوع است که در ماده ۳۸۳ قانون مدنی آمده است که در زمان تسلیم مبیع، تمامی اجزاء و توابع مبیع نیز باید به خریدار تحویل داده شود.



تسلیم مبیع در مال منقول و غیر منقول
تسلیم مبیع در مورد مال منقول و غیرمنقول تفاوتهایی دارد، زیرا نحوه انتقال مالکیت و تسلیم این دو نوع مال بهطور عملی و قانونی متفاوت است. در ادامه توضیح میدهم:
تسلیم مبیع در مال منقول
مال منقول به اموالی گفته میشود که قابلیت جابجایی دارند، مثل کالاهای فیزیکی، خودرو، ماشینآلات، پول، و غیره.
در مورد مال منقول، تسلیم مبیع بهطور معمول بهصورت فیزیکی صورت میگیرد. یعنی فروشنده مال را به خریدار تحویل میدهد و مالکیت آن به خریدار منتقل میشود.
نمونهها:
فروش یک خودرو: زمانی که فروشنده کلید و مدارک خودرو را به خریدار تحویل میدهد، مبیع تسلیم شده و در اختیار خریدار قرار میگیرد.
فروش یک گوشی موبایل: فروشنده گوشی را به خریدار تحویل میدهد، در اینجا مال منقول بهطور فیزیکی تسلیم شده است.
تسلیم مبیع در مال غیرمنقول
مال غیرمنقول به اموالی اطلاق میشود که قابلیت جابجایی ندارند، مانند املاک و اراضی.
در این نوع معاملات، تسلیم مبیع ممکن است شامل اقدامات دیگری مانند تحویل اسناد مالکیت، کلیدهای ملک یا اعلام تغییرات در ثبت ملک باشد.
نمونهها:
فروش ملک مسکونی: در اینجا، تسلیم مبیع با انتقال سند مالکیت و تحویل کلید به خریدار انجام میشود. همچنین ممکن است فروشنده با مراجعه به دفاتر ثبت اسناد، انتقال مالکیت را ثبت کند.
فروش زمین: مشابه ملک مسکونی، زمانی که سند زمین به نام خریدار انتقال یابد و خریدار کلیدها یا اسناد مربوط به آن را دریافت کند، مبیع تسلیم شده است.
تفاوتهای عمده:
مال منقول: تسلیم معمولاً با تحویل فیزیکی صورت میگیرد
مال غیرمنقول: تسلیم معمولاً از طریق انتقال اسناد، ثبت مالکیت، یا تحویل کلید و دیگر مدارک قانونی صورت میگیرد.
عدم تسلیم مبیع
اگر فروشنده مبیع را به خریدار تحویل ندهد، خریدار میتواند اقدامات قانونی مختلفی را انجام دهد تا حقوق خود را پیگیری کند. این اقدامات بستگی به شرایط قرارداد و نوع معامله دارد. در اینجا چند راهکار اصلی برای خریدار آورده شده است:
مطالبه و الزام به تسلیم و تحویل مبیع: خریدار میتواند از فروشنده بخواهد که مبیع را تحویل دهد. در صورتی که فروشنده از انجام این تعهد امتناع کند، خریدار میتواند از طریق مراجع قضائی از او درخواست کند تا مبیع را تحویل دهد و با حکم دادگاه مبیع را از خریدار بگیرد.
فسخ قرارداد: اگر تحویل مبیع به تأخیر افتاده باشد یا فروشنده بهطور کلی از تحویل آن خودداری کند، خریدار میتواند از دادگاه درخواست فسخ قرارداد کند و در این صورت،
قرارداد بیع بهطور قانونی ملغی میشود و هر دو طرف به وضعیت قبلی باز میگردند.
مطالبه خسارت : اگر فروشنده مبیع را تحویل ندهد و این تأخیر یا امتناع موجب ضرر و زیان به خریدار شود، خریدار میتواند از فروشنده درخواست خسارت کند.
در این صورت، خریدار میتواند در دادگاه ثابت کند که به دلیل عدم تحویل مبیع، ضرر دیده و درخواست جبران آن را کند.
استفاده از حق حبس : اگر در قرارداد بیع، خریدار پیشپرداخت یا وجهی به فروشنده داده باشد، در برخی موارد خریدار میتواند از حق حبس استفاده کند.
به این معنا که خریدار تا زمانی که مبیع به او تحویل داده نشود، حق دارد وجه پرداختی را نزد خود نگه دارد و از پرداخت بیشتر خودداری کند.
تأثیر زمان بر تعهدات: اگر زمان تحویل مبیع در قرارداد مشخص شده باشد و فروشنده از تحویل در موعد مقرر خودداری کند، ممکن است خریدار به استناد به تأخیر در تحویل،
درخواست فسخ قرارداد یا جبران خسارت کند. اگر زمان تحویل مهم نباشد، ممکن است خریدار فرصتی معقول برای تحویل از فروشنده بخواهد.
در نهایت:
گام اول: خریدار میتواند ابتدا با فروشنده تماس بگیرد و موضوع را از طریق مذاکره حل کند.
گام دوم: در صورت عدم توافق، خریدار میتواند از طریق مراجع قضائی یا مراجع حل اختلاف رسمی، اقدام کند.
مشاوره کیفری رایگان در وبسایت VAKIL.COM
تحویل مبیع در قانون مدنی
ماده ۳۶۷ قانون مدنی :تسلیم عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از استیلا مشتری بر مبیع .
تفسیر ماده ۳۶۷ قانون مدنی :
در ماده ۳۶۷ قانون مدنی ایران به موضوع تسلیم مبیع در قرارداد بیع (خرید و فروش) پرداخته و شرایط و نحوه تسلیم مبیع را مشخص میکند. این ماده بهطور خاص در مورد تسلیم مبیع به خریدار است و در مورد حقوق و وظایف طرفین معامله (فروشنده و خریدار) توضیح میدهد.
تسلیم مبیع : بر اساس این ماده، تسلیم مبیع به خریدار زمانی انجام میشود که فروشنده آن را به خریدار تحویل دهد.
قبض : قبض اگر همراه با تسلط خریدار بر مبیع نباشد، تسلیم محسوب نمی گردد.





موانع تسلیم و تحویل مبیع
برای اینکه قرارداد بیع (خرید و فروش) بهطور صحیح و قانونی ایجاد شود، چند شرط اساسی و مهم باید در قرارداد و وضعیت کلی بیع رعایت شود. این شروط بهطور خاص مربوط به صحت عقد بیع و تکمیل شدن تعهدات طرفین است.
وجود یک عقد معتبریعنی بیع صحصح واقع شود
برای اینکه فروشنده موظف به تحویل مبیع شود، ابتدا باید عقد بیع صحیح باشد. یعنی عقد بیع باید از نظر حقوقی شرایط صحت را داشته باشد. این شرایط عبارتند از:
تراضی طرفین (رضایت): طرفین باید بهطور آزادانه و بدون فشار یا اجبار به عقد بیع راضی شوند.
اهلیت طرفین: هر دو طرف (فروشنده و خریدار) باید از اهلیت قانونی برخوردار باشند یعنی بالغ و عاقل باشند
شیء مبیع مشخص و معین: کالا یا مال موضوع قرارداد (مبیع) باید معین و قابل شناسایی باشد. یعنی مشخصات دقیق آن باید در قرارداد قید شود.
ثمن (قیمت) معین: مبلغی که خریدار باید پرداخت کند باید مشخص و معین باشد.
تصریح یا توافق به محل تحویل مبیع
طبق قانون مدنی، فروشنده موظف است مبیع را در محل مشخصشده تحویل دهد. اگر در قرارداد محل تحویل تعیین نشده باشد، فروشنده باید مبیع را در محل خود تحویل دهد.
تحویل در موعد مقرر
یکی دیگر از شروط الزام به تحویل، این است که زمان تحویل نیز باید در قرارداد یا طبق عرف مشخص شده باشد.
در صورتی که زمان تحویل مشخص نباشد، تحویل باید در زمان معقول انجام شود.
موعد تحویل: اگر زمان تحویل در قرارداد تعیین نشده باشد، باید تحویل در زمانی معقول (که معمولاً بر اساس شرایط و طبیعت کالای مورد معامله تعیین میشود) صورت گیرد.



وجود مبیع و امکان تحویل آن
برای اینکه الزام به تحویل مبیع برقرار شود، فروشنده باید مبیع موجود و قابل تحویل را در اختیار داشته باشد.
اگر مبیع از بین رفته باشد یا فروشنده توانایی تحویل آن را نداشته باشد، الزام به تحویل منتفی میشود.
موجودیت مبیع: فروشنده باید مالک واقعی و قانونی مبیع باشد و بتواند آن را تحویل دهد. در غیر این صورت، تحویل مبیع غیرممکن است.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه
نظریه شماره ۹۹۵/۱۴۰۰/۷ مورخ ۹ اذر ۱۴۰۰
اولاً، اصولاً دعوای الزام به تحویل مبیع غیر منقول به استناد سند عادی، به سبب آنکه مستلزم احراز وقوع بیع و اثبات مالکیت خواهان است،
به تنهایی قابل استماع نیست و چنانچه ملک دارای سند رسمی باشد، پیش از طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی، با توجه به رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ مورخ ۱۳۸۳/۱۰/۱ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، نمیتوان دعوای مزبور (الزام به تحویل مبیع) را مطرح و استماع کرد؛
بنابراین در فرض سوال چنانچه سند ملک به نام «الف» باشد، دعوای الزام به تحویل مبیع و الزام به تنظیم سند رسمی انتقال توأمان به طرفیت «ب» (ید ماقبل خواهان) و شخص «الف» اقامه میشود؛ وگرنه دعوای الزام به تحویل مبیع به طرفیت «ب» قابلیت استماع دارد.
ثانیاً، نظر به اینکه عبارت «دیگر تعهدات» عبارت عامالشمول است، پاسخ به کیفیت مطرحشده امکانپذیر نمیباشد.
رای وحدت رویه در خصوص الزم به تحویل مبیع غیر منقول
تحویل مبیع مستلزم انتزاع ید طرف مقابل از ملک و تسلیط ید مدعی است و این نتیجه ملازمه با در اختیار داشتن سند رسمی مالکیت دارد؛
بنابراین خواسته تحویل مبیع به طور مستقل قابل رسیدگی نیست و در کنار خواسته الزام به تحصیل صورت مجلس تفکیکی و تنظیم سند رسمی به عنوان اسباب و مقدمات تحویل مبیع، قابل پذیرش است.
رای وحدت رویه شماره ۶۷۲
نظر هیئت عالی
اولاً: رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲-۸۳/۱۰/۱ هیأت عمومی دیوان عالی کشور اختصاص به خلع ید دارد و قابلیت تسری به سایر موضوعات و عناوین حقوقی را ندارد.
ثانیاً: تحویل مبیع و یا حضور در دفترخانه و انتقال سند رسمی مالکیت از آثار عقد بیع می باشد و از تعهدات قرار داد بایع می باشد؛ بنابراین یا باید در قالب «الزام فروشنده به انجام تعهدات قراردادی» طرح دعوی شود
و یا در قالب «الزام خوانده به حضور در دفترخانه و انتقال رسمی مالکیت مبیع» و «الزام خوانده به تحویل مبیع» اقامه شود. بنابراین با توجه به موانع قانونی مواد ۲۲ و ۴۶ تا ۴۸ قانون ثبت در مورد املاک دارای سابقه ثبت به طور مستقل تحت عنوان «الزام به تحویل مبیع» قابلیت استماع ندارد.
به نظر می رسد با برداشت و تفسیر اشتباهی که از آن شده است مشکلاتی را در رابطه با دعوی دیگری با عنوان «تحویل مبیع» که از سوی خریداران املاک علیه فروشندگان آنها مطرح می شود ایجاد نموده است.
به امید اینکه با شرحی که پیرامون موضوع داده می شود چگونگی این برداشت و تفسیر اشتباه تا حدودی روشن گردیده و از این به بعد دادگاه ها فقط در دعوی «خلع ید» از رای مذکور استفاده نموده و از استناد به آن در دعوی الزام به «تحویل مبیع» خودداری نماین.
مشاوره خانواده رایگان در وبسایت DAD724.COM
نمونه دادنامه تحویل مبیع
رای دادگا بدوی
در خصوص دعوی آقای م.ح. فرزند ح. با وکالت آقای م.ح. به طرفیت الف. ق. فرزند ن. به خواسته صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به تحویل مبیع مبایعه نامه عادی مورخ ۱۷/۱۱/۹۱ (یک دستگاه آپارتمان به پلاک ثبتی ۹۴۶/۶۹۲۸ بخش ۲ تهران واقع در ترکمنستان) به انضمام هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل.
خوانده از حضور در جلسه دادرسی امتناع و لایحه رأی نیز ارائه ننموده است. دادگاه نظر به اینکه حسب قرارداد عادی، موضوع خواسته خواهان مال غیرمنقول است و تحویل مال غیرمنقول در واقع نوعی خلع ید و انتزاع ید خوانده از مال غیرمنقول محسوب می شود
و به موجب رأی وحدت رویه شماره ۶۷۲ مورخ ۱/۱۰/۸۳ هیئت عمومی دیوان عالی کشور و همچنین مواد ۴۸ و ۴۷،۴۶ از قانون ثبت اسناد و املاک، خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر احراز مالکیت رسمی است
و در مانحن فیه حسب استعلام به عمل آمده از اداره ثبت اسناد و املاک محل، قدر مسلم بر این است که آپارتمان موردادعا مربوط به پلاک ثبتی ۹۴۶/۶۹۲۸ است و دارای سابقه ثبتی می باشد و مطابق مواد ۲۲ و ۲۴ قانون ثبت، در خصوص املاک ثبت شده باشد
و تا زمانی که ملک به صورت رسمی به خواهان منتقل نشود مالک به حساب نمی آید. لذا بنا به مراتب – معنونه و نظر به اینکه اولا: به موجب بند ۳ماده ۳۶۲مدنی الزام بایع به تسلیم مبیع از آثار بیع صحیح می باشد.
ثانیا: مطابق مواد قانون ثبت یادشده در نقاطی که اداره ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی موجود باشد ثبت معاملات مربوطه به اموال غیرمنقول اجباری و اسناد عادی در رابطه با این گونه معاملات در هیچ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد شد .
ثالثا: اینکه الزام بایع به تحویل مبیع قبل از تنظیم سند رسمی انتقال و مالکیت رسمی خریدار فاقد موقعیت قانونی است و با وحدت ملاک از رأی وحدت رویه مذکور و مواد قانونی مرقوم و ماده ۲ از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹،
دعوی خواهان به کیفیت مطروحه قابلیت استماع نداشته و دادگاه قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام می دارد. قرار صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه ۸۹ دادگاه عمومی حقوقی تهران فلاحتی
رای دادگاه تجدید نظر
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ح. با وکالت آقای س.ح. نسبت به دادنامه شماره ۸۱۵. . . ۹۲ مورخ ۲/۹/۹۲ صادره از شعبه ۸۹ حقوقی تهران که به موجب آن قرار عدم استماع دعوی به خواسته الزام خوانده به تحویل مبیع صادرشده است
وارد و موجه نیست و تجدیدنظرخواهی مطروح از ناحیه وکیل وی انطباقی با جهات درخواست تجدیدنظر مندرج در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نداشته و دادنامه یادشده
با توجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده و با رعایت اصول و قواعد دادرسی و موازین قانونی اصدار گردیده و در این مرحله از رسیدگی دلیل جدید که مستلزم نقض دادنامه مذکور باشد
اقامه نشده است و بر استدلال دادگاه و اصدار رأی و استنباط قضایی خلل اساسی وارد نیست لذا با ردّ اعتراض دادنامه تجدیدنظر خواسته را با استناد به ماده ۳۵۸ قانون مرقوم عینا تأیید می نماید. این رأی قطعی است.
رییس شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه
پورفلاح زیوری
نمونه دادخواست الزام به تحویل مبیع
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان تهران
با سلام و عرض ادب؛
احتراما اینجانب … در ارتباط با دادخواست تقدیمی به استحضار میرساند:
اینجانب به موجب بیع نامه شماره … مورخه … اقدام به خرید یک باب آپارتمان ۱۲۵ مترمربعی دارای پلاک ثبتی … فرعی از … اصلی بخش … تهران واقع در تهران، …
پاز خوانده محترم نمودم و در حال حاضر سند رسمی آن نیز به نام اینجانب میباشد. با توجه به قرارداد فی مابین، خوانده محترم تعهد نموده بوده اند در تاریخ … نسبت به تحویل مورد معامله به اینجانب اقدام نمایند
ولی با مراجعات مکرر به وی، ایشان تاکنون از انجام تعهد خود استنکاف میورزند. در این راستا اینجانب در تاریخ … اظهارنامه ای را نیز برای ایشان مبنی بر تحویل مورد معامله ارسال نموده ام که متاسفانه ایشان بدان توجهی ننموده اند.
لذا مستندا به مواد ۱۰، ۲۱۹ و ۳۶۲ قانون مدنی تقاضای الزام خوانده به تحویل مبیع به انضمام کلیه خسارات قانونی را دارم.





متن مواد ۱۰،۲۱۹ و ۳۶۲ قانون مدنی
ماده ۳۶۲: آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است:
۱-به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن میشود.
۲- عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد.
۳-عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.
۴- عقد بیع مشتری را به تادیه ثمن ملزم میکند.
ماده ۲۱۹: عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد، بین متعاملین و قائممقام آنها لازمالاتباع است مگر این که به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.
ماده ۱۰: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است. این ماده حاوی اصل آزادی قراردادهاست و به حکومت اراده دامنه گسترده تری می دهد و از انحصار عقود معین خارج می کند.
« با کمال تشکر از وقتی که برای مطالعه این مطلب گذاشتید ، نظرات و سوال های خودتان را با ما به اشتراک بگذارید ».
